خرید بک لینک
گنجشک خرد گفت سحر با کبوتری

کاخر تو هم برون کن ازین آشیان سری

گفتا حدیث مهر بیاموزدت جهان
روزی تو هم شوی چو من ای دوست مادری

گرد تو چون که پُر شود از کودکان خُرد

جز کار مادران نکنی کار دیگری

خوشبخت طائری، نگهبان مرغکی است

سر سبز شاخکی که بچینند از آن بری

روزی که راه و رسم پرستاریم نبود

می دوختم به سان تو چشمی به منظری...

هر چند آشیانه گلین است و من ضعیف

باور نمی کنم چو خود اکنون توانگری

ترسم که گر روم، برد این گنج ها کسی

ترسم در آشیانه فتد ناگه آذری...

شیرین نشد چو زحمت مادر وظیفه ای

فرخنده تر ندیدم ازین هیچ دفتری

پرواز بعد ازین هوس مرغکان ماست

ما را به تن نماند ز سعی و عمل پری

(دیوان، 2-121)

برچسب: نویسنده: ترانه ایمانی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 22:09

صفحه بندی